تبليغاتX
....... زیر بارون


....... زیر بارون

 

به شب نشینی خرچنگهای مردابی چگون رقص کند ماهی زلال پرست؟

 

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علفهای باغ کال پرست....

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 13:53 توسط فرزاد| |

 

هر چه دویدم ... نرسیدم..... بریدم.....

نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 11:12 توسط فرزاد| |

 

خورشید روشن ما رو دزدیدن

زیر اون ابرهای سنگین کشیدن

همه جا رنگ سیاه ماتمه

فرصت موندمون خیلی کمه....

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 9:21 توسط فرزاد| |

گردی از راهی نمی خیزد سواران را چه شد؟

مرده اند از بیم یاران نامداران را چه شد؟

جز صدای جغد ها چیزی نمی آید به گوش قمریان آخر کجا رفتند ساران راچه شد؟

از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت.بلبلان قرقاولان کبکان هزاران را چه شد؟

دور تا دور من از دشمن سیاهی می زند. دوستان ما کجا رفتند یاران را چه شد؟

هرکجا سوز زمستان است و تاراج خزان. روح تابستان و عطر نوبهاران را چه شد؟

زیر سم لشکر ضحاک پشت من شکست. کاوه ی لشکر شکن کو شهسواران را چه شد؟

لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید. رستم و گودرز کو اسپندیاران چه شد؟

خشکسالی در زمین بیداد و غوغا میکند.بخشش هفت آسمان کو باد و باران را چه شد؟

قمریان آخر کجا رفتند ساران را چه شد؟

 

پ.ن: این وبلاگ همچنان در تعطیلی به سر می بره اما  باید این رو می نوشتم .

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 9:58 توسط فرزاد| |


Design By : Night Skin