وقتی چشات هوای گریه داره
غم تو دلم قد یه سبزه زاره
نمی تونم غم تو رو ببینم
شادی برام گل توی شوره زاره
بیا بریم به شهر آشنایی
پا بذاریم رو حسرت جدایی
ما نباید مثل دو تا غریبه
باز بخونیم آواز بی وفایی
نذار دل عاشق من تو حسرتت بمیره
بیا که مرغ آرزو دوباره جون بگیره
وقتی چشات هوای خنده داره
بارون شادی رو دلم می باره
کبوتر سفید مهربونی
پر میکشه غصه رو جا میذاره
نذار دل عاشق من تو حسرتت بمیره
بیا که مرغ آرزو دوباره جون بگیره
تو به دیار من آمدی
سکوت جانم به هم زدی
شیشهء غم به تلنگری زدی شکست
چو نغمه ای بیش و کم زدی
به دل ریشم تو چنگ زدی
روشنی چشمون تو به دل نشست
هوای من شد هوای تو
صدای من شد صدای تو
تپیدن قلب به خاطرت
کشیدن درد برای تو
ای گل یاس سپید من
ای طلوع خورشید من
عطر تن تو به جان من چه خوش نشست
ای تو هم گریهء دلپذیر
ای تو صفای دل اسیر
بی تو ای آیت زندگی دلم شکست
اگه نفس بود برای تو
غم هوس بود برای من
اگه عزیز بود برای تو
حرف و حدیث بود برای من
تو به دیار من آمدی
سکوت جانم به هم زدی
شیشهء غم به تلنگری زدی شکست
چو نغمه ای بیش و کم زدی
به دل ریشم تو چنگ زدی
روشنی چشمون تو به دل نشست
هوای من شد هوای تو
هوای تو
صدای من شد صدای تو
تپیدن قلب به خاطرت
کشیدن درد برای تو
تو زدیار من آمدی ...
سکوت جانم به هم زدی ...