آدما مچاله میشن از سرما . دیگه حتی وقتی از کنار هم رد میشن به هم نگاه هم نمیکنن.
یکی چتر دستشه تا خیس نشه زیر غصه های آسمون. اما من تو زندگیم هیچ وقت چتر نخریدم.عاشق هق هق بارونم عاشق اینقدر زیر بارون رفتن تا ته شب.بارها بارها بارها تو دل شبهای بارونی تا صبح راه رفتم . خیس شدم.از بارون و اشک........
خیلی وقته بارون فقط شده یه بهونه واسه دلم .
آخه دل من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس رو دیوار..........؟
چشمای گریون دستهای خسته دوری چشمات منو شکسته... رنگ اون چشات چشمای سیات زنجیر دلت دستامو بسته....... شاید یه حسود چشممون زده بگو کی ما رو تنهایی دیده؟ ولی میدونم تو آسمونم قصه ما رو یکی شنیده...
تو باور نکن هرکی بهت گفت پیشت میمونم ... باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم.....
پلنگ زخمی میمیره............................
پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه
روبرو روبرو قتلگاه آدمه.............
وقتی نگاه در خط سیر چشمانش شکست شکستم.........
وقتی نفس در پهنای وسعت سینه ام گرفت شکستم........
وقتی که عشق در هیاهوی هوس خاموش شد شکستم.......
شکستم شکستم شکستم.......اما همچنان استوار و پابرجا هستم.
همچنان کوه شانه هایم ستبر است.......
همچنان غرور نگاهم عقاب واراست.....
همچنان در نبردم با تنم...........
آهای زندگی ببین این بی پایان در پی پایان نیست........