صورتک
می پاشه خونم رو عکسات......... نتونست سدی بسازه ............ رنگ چشمات سیل اشکات.........................
می کشم تیغ رو رو رگهام........
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت
9:17 توسط فرزاد| |
| :قالبساز: :بهاربیست: |


