تبليغاتX
صورتک
به طریقی! از وجود یه سایت جالب آگاه شدم . کلی کمیک استریپ قشنگ توشه که من یه دونه از اونا رو می زارم . اگر خواستید می تونید برید باقیش رو از توی خود سایت ببینید:

کل مطلب ذیل از سایت هفت می باشد:

در خبری خواندم چین کاراکترهای انیمیشنی پلیس (چیزی شبیه کاراکترهای word)طراحی کرده که به مجرد تلاش کاربر برای ورود به سایت های ممنوعه بر صفحه مانیتور ظاهر می شود و تذکر می دهد. از همین ایده با توجه به پلیسی شدن فضای اینترنت در ایران می توان جهت بر خورد با کاربران ایرانی نیز استفاده کرد البته با کاراکترهای کاملآایرانی و بومی! از همین رو نمونه ای از طرح پلیس دیجیتالی را در ادامه ارائه می نمایم:  

سرعت اینترنت در ایران که در ابتدایی ترین حالت خودش مونده :

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 11:39  توسط فرزاد  | 

 

یه چند روزیه موضوعی فکرم رو  مشغول به خودش کرده.به این مدت کوتاه دارم فکر می کنم. به اینکه آدمیزاد عجب معجون درهم برهمیه.

خیلی کنکاش کردم  . خیلی بررسی کردم و فقط یه نتیجه گرفتم :

بزارید رک و راست باشم:

بیشتر از ۳ ساله دارم واسه خودم می نویسم . توی این ۳ سال خیلی ها بودن که دیگه نیستن. خیلیها اومدن و رفتن. بارها تصمیم گرفتم برم و اونم فقط به یه دلیل بود: فقدان صداقت در این فضای مجازی .

اما هر بار یه دلیل تصمیم به رفتن من رو عوض کرد. یه بار وبم رو عوض کردم . کلا سبک نوشتنم رو هم توی اون وب عوض کردم. اما بازم نشد..... نه اینکه نشه ها ..... من خیلی مشکل پسندم....

من همیشه خواستم که سالم بمونم توی  این فضا . بدون کژی و انحراف  و خدا رو شکر می کنم که تونستم  اینکار رو انجام بدم.

با یه غوره سردیم نشه و با یه مویز گرمیم( آهای دوست ! قدیمی با تو هستم خودت می دونی).

ادعایی نداشتم که اثبات نکرده باشم. اگر یا علی گفتم تا تهش بودم. و همیشه طرف حسابام بودن که کم آوردن. توی چی ؟ توی رفاقت . توی روراستی . توی صاف و سادگی .

هر کسی یه مدل واسه خودش همه رو ارنج می کنه. آشفته بازاریه این وب........

شما وقتی روبروی دریا وایستی و بخواهی برکه بودن خودت رو فراموش کنی  چاره کار انکار دریا نیست .

اما ما عادت کردیم انکار کنیم. عادت کردیم دریا رو بیاریم توی وسعت کوچیک برکه.....

به کسی بر نخوره. همیشه همه بچه ها واسه من عزیز بودن و خواهند بود .

کامنت این پست غیر فعاله. نه اینکه نظرات شما واسه من مهم نباشه. نه ...

این فقط و فقط یه درد و دل بود. انگار باید جلوی این آیینه وایمیستادم و می گفتم و حالا یه کم راحتت ترم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 10:51  توسط فرزاد 

 

چه سکوتی دنیا را فرا میگرفت. . .

 اگر هرکس به اندازه‌ی عملکردش حرف میزد . . . !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 13:20  توسط فرزاد  | 

 

دیدید توی بعضی از وبلاگا مسایقه راه می اندازن که چی دوست دارین چی دوست ندارین؟

من قصدم این نیست اصلا. فقط واسه اینکه کمی بیشتر بشناسید منو یه چندتاییی از علایق و تنفرهام رو می نویسم:

چی رو دوست دارم:

خونواده ام(شامل همسرم و فرزندم)تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

پدر و مادرمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

یه رنگی و صاف و ساده بودنتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

ماکارونیتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

فوتبال     تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شعر     تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

موسیقی( فقط آروم و اکثرا قدیمی و یه کمی هم جدید  مثل ستار . چاووشی و ...)تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

روزنامهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بارونی بلندتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

استقلال تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

میگو تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گل مریمتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

از چی بدم میاد:

دورویی و دروغ

فیس و افاده

دو دوزه بازی

بادمجون تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ماهی تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

راگبی  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

پیکان  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

لینک کردن الکی  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یه لینک دونی پر از اسم!  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تظاهر  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 17:45  توسط فرزاد  | 

سلام

دور از جون شما به علت آنفولانزای شدید(نوعش بماند خوبیت نداره) در این ۳ روز اینقدر آمپول و سرنگ زدم که وقتی آب می خورم از سوراخهای مربوطه آب می ریزه بیرون!

البته بادمجون بم آفت نداره دوستان.


پ.ن: دوستان نمی دونم بازم بلاگفا قاط زده یا نه؟ چون کامنتا رو نه میشه تایید کرد نه خذف و نمیشه کامنتم گذاشت!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 13:1  توسط فرزاد  | 

 

باید تو رو پیدا کنم

شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی

تقدیر بی تقصیر نیست

با اینکه بی تاب منی

بازم منو خط می زنی

باید تو رو پیدا کنم

تو با خودت هم دشمنی

باید تو رو پیدا کنم

هر روز تنهاتر نشی

راضی به با من بودنت

حتی  از این کمتر نشی

آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره

عطر تنت از پیرهنی که جا گذاشتی می پره

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 13:22  توسط فرزاد  | 

 

اگر آپ نمی کنم دلیل داره:

چون فکرم فوق العاده مشغوله و اوضاع روحیم اصلا مساعد نیست. اگر چیزی هم بخوام بنویسم همش غم و غصه اس . پس بیخیال آپ فعلا

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 10:45  توسط فرزاد  | 

دو چیز پایان نداردحماقت انسانها وانتهای کهکشانها که در مورد دومی مطمئن نیستم

آلبرت انیشتین
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 14:40  توسط فرزاد  | 

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمامی افقهای باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید
صداش
به شکل حزن پریشان واقعیت بود
و پلک هاش
مسیرنبض عناصر را
به ما نشان داد
ودست هاش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را بسمت ما کوچاند
به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را
برای آینه تفسیر کرد
او به شیوۀ باران پر از طراوت و تکرار بود
او به سبک درخت
میان عافیت نور منتشر می شد
همیشه کودکی باد را صدا میکرد
همیشه رشته صحبت را
به چفت آب گره می زد
برای ما یک شب
سجود سبز محبت را
چنان صریح ادا کرد
که ما به عاطفه سطح خاک دست کشیدیم
و مثل لهجۀ یک سطل آب تازه شدیم
و بارها دیدیم
که با چقدر سبد
برای چیدن یک خوشۀ بشارت رفت
ولی نشد
که رو به روی وضوح کبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
که ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یک سیب
چقدر تنهاماندیم
* : شعردوست از سهراب سپهری
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 15:59  توسط فرزاد  | 

This was just meant to be

You are coming back to me

Love cause , this is pure

Cause , this is pure love

ميخوام كه وقتي خوابي ، كنار تو بشينم

اگه يه وقت خوابم برد باز خواب تورو ببينم

عطر نفسهاي تو به تنم بپيچه

كاش بدوني كه زندگي بدون تو هيچه

This Was Just Meant To Be
You Are Coming Back To Me
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

I Know You Are More Afraid
Then I’ll Say I Will Wait
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love


میخوام تن قـــــــــشنگتو تو بـــــــغلم بـــــگیرم
بگم اگه نباشی کارم تمومه و بدون تو میمیرم

میخوام لباتو رو لبام بذاری تا همیشه!
بگم که زندگی دیگه بدون تو نمیـــشه


This Was Just Meant To Be
You Are Coming Back To Me
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

I Know You Are More Afraid
Then I’ll Say I Will Wait
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

Ba Ra La La La La Ba La La La
The Moon Smells It All
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love
Ba Ra La La La La Ba La La La
The Moon Smells It All
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love

تو نیستی و تا ابد بی تو دلم میگیره
اما زمونه میگه که دیگه خــیلی دیره

This Was Just Meant To Be
You Are Coming Back To Me
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

Ba Ra La La La La Ba La La La
The Moon Smells It All
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love
Ba Ra La La La La Ba La La La
The Moon Smells It All
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 9:12  توسط فرزاد  | 

زير اين گنبد نيلی زير اين چرخ کبود توی يه صحرای دور يه برج پير و کهنه بود
يه روزی زير هجوم وحشی بارون وباد از افق کبوتری تا برج کهنه پرگشود
برج تنها سر پناه خستگیش شد مهربونيش مرهم شکستگیش شد
اما اين حادثه ی برج و کبوتر قصه ی فاجعه ی دلبستگی شد
اول قصمونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
باد و بارون که تموم شد اون پرنده پر کشيد
التماس و اشتياق و ته چشم برج نديد
عمر بارون عمر خوشبختی برج کهنه بود
بعد از اون حتی تو خوابم اون پرنده رو نديد
ای پرنده ی من ای مسافر من من همون پوسيده ی تنها نشينم
هجرت تو هرچی بود معراج تو بود اما من اسير مرداب زمينم
راز پروازو فقط تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
آخر قصمونو تو می دونی تو می دونستی
من نمی تونم برم تو می تونی تو می تونستی
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 8:34  توسط فرزاد  | 

 

دیگه حتی اسم من

با لبات نا آشناس

سرنوشت من و تو

بازی دست خداست

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 8:10  توسط فرزاد  | 

 

من

مانند سواری غریب

در غباری از خشم

رفتم

و

گم شدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 13:57  توسط فرزاد  | 

 

ملالی نیست

جز دوری تو

که اونهم

خیالی نیست

 

پ.ن: برو حالشو ببر

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 12:39  توسط فرزاد  | 

 

این روزها دو سوال عجیب ذهن من رو مشغول کرده:


سووال اول: با توجه به این که مفتی دبی گفته است: " اصلاح صورت زنان واجب است." نام ‏کتاب مفتی مذکور چیست؟

گزینه اول: استفتاء و اپیلاسیون
گزینه دوم: استفتاء با نصب در محل
گزینه سوم: اصلاحات صوری زنان
گزینه چهارم: هیچکدام


سووال دوم: با توجه به عمل پرتاب کفش توسط منتظرالزیدی خبرنگار عراقی و این که احمد ‏سیلم جوده رئیس یکی از قبایل عراق اعلام کرد، قبیله وی آماده است که یکی از دختران قبیله ‏را با جهیزیه کامل به عقد منتظرالزیدی دربیاورد، رابطه این دو عمل را بیان کنید.:


گزینه اول: هر دو عمل به قبیله مربوط است‏
گزینه دوم: هر دو عمل با زور انجام گرفته یا خواهد گرفت
گزینه سوم: در عمل اول به یک نفر حمله شده، در عمل دوم قرار است به یک نفر حمله شود.‏
گزینه چهارم: هر دو عمل به تجاوز مربوط است
.‏

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 13:0  توسط فرزاد  | 

اصلا فروشنده خوبی نیستی

قیمت ها رو بلد نیستی

وقتی دیدم منو به چی و چقدر ارزون فروختی

فهمیدم که اصلا فروشنده خوبی نیستی...




+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 8:15  توسط فرزاد 

هر روز که می گذره بیشتر آرزو می کنم که

ای کاش پاک کنی داشتم جادویی که با اون می تونستم 

رد پاهات رو پاک کنم از نوشته هام.

خدایا فهمی عطا فرما

که

 هر محبتی را عشق

هر سلامی را طمع

هر توجهی را مزاحمت

و هر  دوستی را دامی نپنداریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 14:18  توسط فرزاد  | 

یه نیمکت سفید از برف

من

تو

برف

بیا صادق باشیم

قمارباز خوبی نیستی

مفت باختی.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 10:56  توسط فرزاد  | 

سکانس پایانی فیلم گلادیاتور:

ماکسی میلیانوس قبل از مرگ و  خطاب به  دوستانش: رویایی بود به نام روم.......

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 8:27  توسط فرزاد  |