صورتک
حالا هر وقت می بوسم لبهای سرخ تو رو ....... بوسه هات مثل قدیم طعم عناب نمی ده......... می دونی موندن تو دیگه ارزش نداره گل پژمرده نیاز به نوازش نداره راه بیافت که خیلی دیره تو دلم شادی اسیره.... گاه زخمی که به پا داشته ام زیر و بم های زمین را به من آموخته است.
آهای با تو هستم که امانت مردم (دخترشون) دیگه مال تو شده : کفتر کشته پروندن نداره....................... ترجیح می دهم با کفشهایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم. کرشمه بردی از یادم کرشمه در دام افتادم کرشمه یار کوچولو پس از تو کوه فریادم کرشمه برق چشم تو تو شبهام فانوس رویا کرشمه برگرد پیش من که بعد از تو خیلی تنهام کرشمه برق چشمت کو؟ کرشمه یار کوچولو کرشمه ای یاس خوشبو کرشمه کمون ابرو کرشمه بی تو می میرم کرشمه از دنیا سیرم کرشمه دنیات قشنگه کرشمه کرشمه............ پ.ن: خواستم پست جدید بزارم چیزی به نظرم نرسید بنابراین این ترانه رو که داشتم گوش می دادم و خیلی هم قشنگه نوشتم دل نا امیدمن، تو رو آرزو داره ای همیشگی ترین ، آه ای دورترین سوختن کار من است ، نگرانم منشین راست می گفتی تو ، دیگر اکنون دیر است دوستی و دوری ، آخرین تقدیر است راست می گفتی تو ، باید از عشق برید از چنین پایانی به سر آغاز رسید شکستی و شکستم ، گسستی و گسستم چه بودی و چه بودم ، چه هستی و هستم تو رها از من باش ، ای برایم همه کس زیر آوار قفس ، مانده ام من ز نفس تو و خورشید بلند ، من و شب های قفس بعد از این با خود باش ، یاد تو ما را بس ......................... پ.ن: تقدیم به یک سفر کرده...... از دلم پیاده شو آخرشه......... توجه: تا اطلاع ثانوی تعطیل نفسم این خاکه خون گرمم پاکه من از تبار پاک آریایی قشنگترین قصیده رهایی هوای عشق تازه نیست تو رگهام تن نمیدم به رنگ کهربایی ميدونم يه وقتائي ، دلت برام تنگ ميشه تو خيابونو نيگاه ميكني از پشت شيشه اونكه از پشت درختا ميگذره ، شايد منم كه دارم تنهائي با ياد تو پرسه ميزنم پ.ن: تقدیم به تو که نیستی....
مثله یه رگبار ، رگبار بهار اومدی ، رفتی
منو تو شبهام ، توی رویاهام تک و تنها ، گذاشتی
مثله یه سایه همیشه با من ، پس چی شد ، که رفتی
تب تو دارم ، تب تو دارم
طاقت دوری تو ندارم
تب تو دارم ، رفیق و یارم
بی تو من هم دردی ندارم
تو مثل نسیم ، نسیم بهار دمیدی ، گذشتی
قلبم از شیشه ، دلتو از سنگ ، زدی و شکستی
حتی تو خوابم وقتی که بودی تو عهدی ، نبستی
منو مثله یه کتاب کهنه تو خوندی ، بستی
تب تو دارم ، تب تو دارم
طاقت دوری تو ندارم
تب تو دارم ، رفیق و یارم
بی تو من هم دردی ندارم
تب تو دارم ، تب تو دارم
طاقت دوری تو ندارم
تب تو دارم ، رفیق و یارم
بی تو من هم دردی ندارم
هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد.
![]()
تن من جون میده پرپر بزنه زیر تگرگ
دست باد پر میده برگ و رو هوا
اما من موندنیام تا برسه دستهای مرگ
نفسم این خاکه خون گرمم پاکه
واسه رفتن دیگه دیره تن من اینجا اسیره
خاک اینجا چه عزیزه عاشق قدیمی پیره
| :قالبساز: :بهاربیست: |


