صورتک
امان از راه بی عابر امان از شهر بی شاعر امان از ناتمام تو امان از ناتمام من پشت سر خستگی تاریخ است. تا یه لحظه می مونم جغدا تو گوش هم میگن: پلنگ زخمی می میره..... وای بر من گر تو آن گمگشته ام باشی که بس دور است بین ما که این سو پیرمردی با سپیدیهای مو و هزاران بار مردن رنج بردن*........ *= شعر از مسعود فردمنش فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی؟ گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی. مثل لاک پشت تو خودم قایم شدم دیگه هیچ کس دلمو نمی بره. شدم اون هرزه گیاهی که گلهاش پرپر دستهای خار و خسی نیست دیگه دل با کسی نیست دیگه فریاد رسی نیست آسمون ابری شده دیگه خار و خسی نیست. ---------------------------------------------------------------------------------------- این آمار بازدید سایت فقط یه حسن داره: من می فهمم که بر خلاف حرفت به من سر نمی زنی! حتی امروز که آپ کردی....... آفتاب بس کن بس است طعنه یا طعنه تو یا چوب شحنه.. ۴ سال از عمر وب من می گذره.......
بازدید دیروز: 13
افراد آنلاین: 1
بازدید کل: 334231
| :قالبساز: :بهاربیست: |


